امام شناسی در فلسفه علم
تلاقی عرفان و جهان بینی توحیدی علوم عقلی و نقلی امامیه
۞ سید حسین خلیلی.
مقدمه:
در این مقاله که به شیوه ی تدوینی و تطبیقی مورد تحقیق، تنظیم گشته است، سعی شده مطالب معطوف به نظریه ی امامت هم از لحاظ چیستی ( ماهوی) و هم از نظر التزام وجودی به شیوه ای منسجم از چندین مقاله مرتبط ارائه گردد، بدلیل آنکه دسترسی به تمام منابع مورد نیاز ممکن نبوده از چندین مقاله تخصصی پیرامون موضوع استفاده کرده ام اگر چه منابع بسیاری در این رابطه جستجو و کاندید بودند ، نظر به در دسترس بودن یکجای منبع ارجاعی ،ارزان بودن و ار ضاء نظر تدوین گر(بنده) از کافی بودن اطلاعات موضوعی ؛ تصمیم بر این شد تحقیق تدوینی بدین گونه از متن های یک سری مجموعه ی مرتبط باشد تا برای مطالعه دقیق تر مخاطبان به آسانی به آن ارجا شوند . به قول مولانا :
خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران
در تمام بخش ها سعی شده روح حاکم بر حوزه تاثیر ونقش شکوفایی که ائمه در پیشبرد علوم چه از نظر مقدم بودن طرح مباحث حکمی و چه در تولید اندیشه ی نو که در سایه ی نظریه امامت بر حکیمان و عالمان اسلامی اثر گذاشته ،نشان داده شود .ابتدا مباحثی در باب علم امامان با بسط چگونگی و چیستی و منشا ء آن سپس با رویکردی تو حیدی در باب معرفت شناسی علم ائمه و نفوسی که به تجربه ی باطنی آن را درک کرده اند پرداخته شده تا به التزام وجودی امام در هر عصر برسیم و سعی کرده ام در چینش مطالب تا آ نجا که خواست بنده بوده تمام مباحث گفته شده را با ترکیب روایات و حکمت فلسفی از مقوله ی توحید به نبوت حضرت محمد (ص) و بعد به ولایت امام اول تا تبیین عقلانی وجود مبارکه حضرت ولی عصر (عج ) رسانده باشیم.
می دانیم که اهل مذهب شیعه عمدتا با دورویکرد نقلی (روایی ) وعقلی (کلامی) برای اثبات نبوت تلاش کرده اند . در رویکرد نقلی (روایی) با استناد به نصوصی که در خصوص امامت امام علی (ع) وجود دارد ،ابتدا امامت آن حضرت وسپس از طریق گفته های هر امام و نص او در خصوص جانشین خویش ، حقانیت امام بعدی را اثبات می کنند تا حضرت قائم (عج) . ولی بدیهی است که چنین روشی در دانش هایی که بر مبنای عقل به موضوع می نگرند روش مقبولی نیست . در این دانشها ، پیش از تعین مصداق امام سعی می شود تعریف مشخصی از امام ارائه شود .،سپس نیاز به امامی که مصداق این تعریف بود ه محرز گردد و در نهایت بر این اساس در صدد تعیین مصداق آن بر می آیند . به عبارت دیگر تعیین مصداق فرع بر تعریف امام ضرورت تحقق خارجی این مفهوم است . روی کردی که علم کلام به معنای دقیق کلمه در اثبات نیاز به امام در پیش می گیرد ، چنین چیزی ست .
هر چند در علوم نقلی این ساختمان فکری در بین دیگر مذاهب اسلامی و برخی فرق محدثه مورد مناقشه بوده است از این بابت که چه در فهم عقل و چه در تعریف علم و چه در راهای کسب و چه وجود برخی مسائل تاریخی و سیاسی و اجتماعی گرفته تا قرض ورزی ها و تعصبات ، نبود ایمان بنیادی بر ((حقیقت محمدیه)) به دلیل ظاهر گرایی خارج از تعالیم نبوی واهل بیت که کانون اصلی این تعالیم بوده اند ، را می توان سبب مناقشات دانست ؛ ومباحث آسیب شناسی خود را می طلبد که هر یک از این حوزه ها محل تحقیق جداگانه ای ست و ازحوصله این مقال خارج.
با تمام این اوصاف به هیچ عنوان نمی توان رگه های بنیادینی که بینش علوی در تبلور منظومه ی فکری مشایی ، اشراقی و صدرایی داشته را خالی از تفکر مهدویت امامیه و یا انسان شناسی توحیدی تشییع دانست، چه آنان که مستقیما در تنظیم نظام حکمی ولایی و تلفیق فلسفی ،عرفانی کلامی آن نقش داشته اند مانند علامه سید حیدر آملی (که با حاشیه ی معروف خود بر فتو حات مکیه محی الدین ابن عربی ، تحصیح و شرح مفهوم ولایی روح آفرینش و تجلی کمال حق سبحانه که بر مبنا ی نظریه های عرفانی ابن عربی به خود آن جناب ثابت کردند که روح آفرینش یا همان مقام ولایت عامه شخصی غیر از علی ابن ابی طالب نمی تواند که باشد و حضرت مسیح و حلول مبارکه ایشان در رحم مادر بزرگوارشان از الهامات و فیوضات انوار دائم ولایت عامه است).که یکی ازبنیان های اصلی نظریه امامت در نظام تلفیقی حکمی ونقلی به آن حکیم می رسد وهمچنین بعد ها توسط فیض کاشانی ، قاضی نورالله شوشتری و احمد علوی بنیان نقلی حکمی آن تکمیل شد ؛ اشاره ای که متفکران کلامی و فلاسفه ، نظیر آن را در مبا حث تبعین آفرینش در سازو کار فلسفی شان به طور غیر مستقیم به مقام انسان کاملی و حجت الله ای به نحوی وجوب عقل کل و قطب الاقطاب در تمام زمانها شهادت داده اند ؛که از ابن سینا ، شیخ اشراق و صدرالمتالهین شیرازی به عنوان مکاتب اصلی ظهور و تطور آن می شود نام برد.
امام شناسی شیعه امامیه همانطور که در این مقاله سعی درنشان دادن و ارائه اجمالی حوزه پهناور و وسیع آن دارم به هیچ عنوان مباحثی منفصل و قطعه قطعه در باب مسائل محض نقلی ، عقلی و کلامی فلسفی ویا به تنهایی صرف هر یک از مسائل معرفت شناسی حکمت پیرامون موضوع یا جستاری خاص از الاهیات نیست ؛ بل نظامی کل و فلسفه ای منسجم است که به تکوین آفرینش و غایت انسان از آغاز تا به آخر نظر افکنده است و در دستگا های فکری چه فلسفه و کلام و چه عرفان و حکمت نزد تمامی اولیای حقیقی این امر که علم ائمه اطهار را بر طبق حدیث من شهر علمم و علی درب آن، از مقام شامخ نبوت خاصه و عامه حضرت رحمت الللعالمین. علمی ست که نه آغازی داشته و نه پایانی برای آن متصور است و در این بازه از ازل تا به ابد برتمامی علوم ظاهری و باطنی که بشر چه به واسطه امور محسوس و چه به واسطه علوم حضوری و معقول به تعبیر مشائی در بستر زمان و تکوین به آن دست یافته و یا می یابد احاطه داشته و احدی را به سر چشمه زلال آن راه نیست مگر اجازه و اذن مقام ولایت عامه امام اول حضرت علی( ع) صاحب علم الکتاب و معرفت اولیا پیش از ظهور ومسلط بر نظام تکوینی آفرینش وجمیع اکمل حسنات قبل از خلقت وظهور ، و تجلی تاریخی آن امام تا امام دوازدهم حضرت بقیه الله فی ارضه (عج) حجت عینی فیوضات الهی است که همواره مستمر است و به واسطه ایشان جهان آفرینش از انوار الهی به طور دائم بر خوردار می گردد.
...
ادامه مطلب
